پا بزن پا


مادر من تلفیقی از مادر روس زاده ی سینما زده از نوع هالیوودیش بود که دیگه آخر زورش یه چس کتابای روز و سر وشکل امروزی عایدش میشد ،بود به اضافه ی پدر کتاب خونده ی روشنفکرش ولی در نهایت مامان منم چندان از هنر ،ادبیات و فرهنگ و بحثای آنچنانی سر در نمی آوردو بهره ای نبرد چون زحمتشو به خودش نداده بود و در آخر یه مطیع منعطف بود و سر وشکلشم تا حدی متفاوت بود.
اما پدرم،یه آدم انباشته از تفکرات سنتی ایرانی بود که بیشتر اطلاعاتشم شنیده هاش بود ،واقعا خیلی سخته از میون این خونواده بخوای تشخیص بدی که چقدر نمیدونی و چقدر باید بدویی تا کمی سطح تفکرت از حالت عامی بالاتر بره ،حداقل گاهی فکر میکنم کاش از همون 14 15 سالگی این روند آغاز میشد و من به گاو بودن خودم واقف میشدم و زودتر دست به کار میشدم ،حداقل خیلی زودتر ازین حرفا تو جایگاه الانم بودم که بازم نگاه میکنم میبینم که چقد گاوم هنوز که هنوزشم !

Advertisements

یک دیدگاه برای ”پا بزن پا

  1. حس گاو بودن و اينکه 3 سال از دوران بلوغ و نوجوانى مو به جاى فهميدن هدر دادم تنها چيزيه که هنوز حسرتشو ميخورم. شايد اون سه سال گاوى مطلق ه چيزى ميخوندم و ميفهميدم الان به چيزى که ميخواستم باشم نزديکتر بودم

    • میفهمم ولی فقط اینجوری میشه مرهم گذاشت که تازه به همینی ام که رسیدی شاید اگه دیرتر میرسیدی خیلی بدتر بود ،منم پراز این حسرتام ولی چی کار کنم پتانسیل خانواده و شرایط زندگیم همین بوده وحالام گذشته ،فقط با سخت کوشی میشه جبرانش کرد که اونم باز خودش کلی سخته 🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s