گریه بر این ساختار بی اطمینان درمان نیست


هر از گاهی بغض از گلویم بیرون میزند ،مدت زیادی ست قورتش دادم ،وقتش رسیده که دوباره فرو ریزم ،دیواره های وجود من نامطمئن ترین سازه های دنیاست.

صدای گریه ام گاهی به سان عوعوی  لرزان سگی نالان میشود،و به راستی باورم میشود که همانند سگی سر درگمم .

گاهی نیز صدای خشک خفه شده ی اشکهایم برابری میکند با صدای کامیونی خسته که از راه دور می رسد و سوت سوت کشان گذر می کند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s